شهاب الدين احمد سمعانى

379

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

آب روغن را گفت : چرا بر سر من مىآيى و فوقيّت طلب مىكنى و من از تو فاضل‌تر ؟ گفت : زيرا كه من بار گران كشيده‌ام . اين رفعت و فوقيّت خاك بر جمله موجودات - و اگرچه خاك اذل الاشياء است - به حكم آن است كه بار گران كشيده است . هدهد نامهء سليمان برداشت به ولايت سبأ برد ، حق - جلّ جلاله - كشتن بر وى حرام كرد و وجد الدّيباج و التّاج ، كذلك حمل المؤمن امانة اللّه تعالى ليجد دار القرار و يحرّم اللّه جسده على النّار . و دقيقة اخرى انّ المرأة اذا ماتت فى الطّلق ماتت شهيدة 17 لانّها ماتت فى الحمل . كذلك المؤمن اذا مات فى حمل امانته فهو شهيد . و ايضا شجرة البطّيخ ضعيفة و حملها ثقيل فقالت لا اطيق حملها فقيل لها ضعها على موضع حملتها منه فوضعتها على الارض ، فكذلك العاصى لا يطيق حمل المعصية فينادى الربّ بلطفه ضعها على الرّحمة لانّك حملتها رجاء الرّحمة . اى درويش ! مراد از عرض بر آسمان و زمين آدم بود و ليكن خطاب با آدم نكرد ؛ زيرا كه آدم زلّت آورده بود . همچنان‌كه پدر يا پسر در خشم بود غلامى را كارى فرمايد و مقصود پسر بود ، پسر بداند كه مقصود اوست ، مسارعت نمايد به آن كار ، تا رضاى پدر حاصل كند . همچنين خطاب با آسمان و زمين بود آدم زيرك دل بود ، دانست كه مقصود اوست ، دست پيش كرد ، إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا ، لعلّه يغفر له فغفر له و حملها الانسان و لم يقل و حفظها . برداشت بر تو ، و نگاهداشت بر من . إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ . بر آسمان و زمين عرضه كرد تا اگر از آدم و فرزند او تقصيرى آيد معذور دارند و به خصومت پيش نيايند ، به شفاعت پيش آيند 18 . وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا . مقصود از آسمان اهل آسمان است و از زمين اهل زمين . و بعضى گفته‌اند : عين آسمان و زمين بعد احيا و ابداع عقل و زمين بر آسمان عرضه كرد امّا مكاشفهء ايشان به وصف ربوبيّت بود و از عظمت بترسيدند ، و مكاشفهء آدم و ذرّيت او به وصف لطف بود ؛ لاجرم قبول كردند . و فى حال بقاء العبد باللّه يحمل السّماوات و الارض على شعرة من جفنه . و سرّ آخر : ان الحقّ جلّ جلاله لمّا عرض الامانة على الخلق تعلّق بها همّة آدم و صرف همّة جميع المخلوقات عنها . دلت حمّال معرفت من ، زفانت حمّال توحيد من ، تنت حمّال طاعت من ، عقلت حمّال هيبت من ؛ حمّال مىگويد : كى بود كه بار بنهم و مرد بستانم ؟ و خداوند بار مىگويد : كى بود كه سر بار باز گشايم تا سود بردارم . تنت حمّال بار است ، و دلت خداوند بار ، تن مىگويد كه